دید نبی پسری را اندر خیابان تلو خوران !
پرسید جانکم "چگونه صبح کردی" ؟
جوانک
آه کشید
سر تکان داد
نشست و گفت :
با یقین !
پیک رحمت باز پرسید:
چیست نشانش در برت ؟!
..-.-.-.-.---.--.--.-.--....-.-.--.-.--.---.--.-.-.-.--.-.--.-.-.-.
....-.-.-...---- اینها مثلا نویز هستن ! .-.....-.--.-.-...
.....-..-...----.-...-...-....-.--.-.--.-....-..----..-..--.--.-...
آن پیرمرد جابجا شد
پای بر پا
روی مبل
رو به دوربین !
اصبحتُ شابا ً (این یقین باعث شد که هر روز صبح که از خواب پا میشم ، خودمو عین جووونا می بینم !)
---
پ.ن 1: هر کی تونست این جمله رو بخونه یه جایزه پیشم داره:
دکتر کریم کرم کرم داری؟ کرم کرم کرم کرد !
پ.ن 2: راستش هی گفتم بابا بی خیال، دیدم نع! تازه میگن بعدش یه تبلیغ دیگه داره ! واسه اون هم داریم!!
پ.ن 3: بی چاره حاجاقا اگه ندیدی، ببین (+)
پ.ن 4: تصور کن حلزون ها نیترو اسپید داشته باشن! یه سرعت فراصوتی!!
دیگه شرکت سپیده ماهان ورشکست میشه! اگه گفتی چرا ؟ (+) (+)
پ.ن 5: این هم بقیه اش البته بدون نویز : (+)
امام صادق علیه السّلام فرمود: روزى رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله نماز صبح را با مردم گزارد، سپس در مسجد نگاهش به جوانى افتاد که چرت میزد و سرش پائین بود، رنگش زرد بود و تنش لاغر و چشمانش بگودى فرو رفته .
رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله به او فرمود: صبح را چگونه آغاز کردی است؟
جوان گفت: من با یقین گشته ام
رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله از گفته او در شگفت شد چرا که امری نادر بود و خوشش آمد و فرمود:
همانا هر یقینى را حقیقتى است. حقیقت یقین تو چیست؟
عرض کرد: یا رسول اللَّه همین یقین من است که مرا اندوهگین ساخته و بیدارى شب و تشنگى در روزهای گرم را برایم ارمغان آورده و از دنیا و آنچه در دنیا هست بىرغبت گشتهام تا آنجا که گویا عرش پروردگارم را میبینم که براى رسیدگى به حساب خلق برپا شده و مردم براى حساب گرد آمدهاند و گویا اهل بهشت را می نگرم که در نعمت می خرامند و بر کرسی ها تکیه زده، یک دیگر را معرفى می کنند و گویا اهل دوزخ را مىبینم که در آنجا معذبند و به فریادرسى ناله می کنند و گویا اکنون آهنگ زبانه کشیدن آتش دوزخ در گوشم طنین انداز است.
رسول خدا صلى اللّه علیه و آله به اصحاب فرمود: این جوان بنده ای است که خدا دلش را به نور ایمان روشن ساخته.
سپس بخود جوان فرمود: بر این حال که دارى ثابت باش.
جوان گفت: یا رسول اللَّه از خدا بخواه شهادت در رکابت را روزیم کند.
رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله براى او دعا فرمود. مدتى نگذشت که در جنگى همراه پیغمبر بیرون رفت و بعد از 9 نفر ، شهید گشت و او دهمین (شهیدان آن جنگ) بود.
أصول الکافی / ترجمه مصطفوى ؛ ج3 ؛ ص89
إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص صَلَّى بِالنَّاسِ الصُّبْحَ فَنَظَرَ إِلَى شَابٍّ فِی الْمَسْجِدِ وَ هُوَ یَخْفِقُ وَ یَهْوِی بِرَأْسِهِ مُصْفَرّاً لَوْنُهُ قَدْ نَحِفَ جِسْمُهُ وَ غَارَتْ عَیْنَاهُ فِی رَأْسِهِ فَقَالَ لَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص کَیْفَ أَصْبَحْتَ یَا فُلَانُ قَالَ أَصْبَحْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مُوقِناً فَعَجِبَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ قَوْلِهِ وَ قَالَ إِنَّ لِکُلِّ یَقِینٍ حَقِیقَةً فَمَا حَقِیقَةُ یَقِینِکَ فَقَالَ إِنَّ یَقِینِی یَا رَسُولَ اللَّهِ هُوَ الَّذِی أَحْزَنَنِی وَ أَسْهَرَ لَیْلِی وَ أَظْمَأَ هَوَاجِرِی فَعَزَفَتْ نَفْسِی عَنِ الدُّنْیَا وَ مَا فِیهَا حَتَّى کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى عَرْشِ رَبِّی وَ قَدْ نُصِبَ لِلْحِسَابِ وَ حُشِرَ الْخَلَائِقُ لِذَلِکَ وَ أَنَا فِیهِمْ وَ کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى أَهْلِ الْجَنَّةِ یَتَنَعَّمُونَ فِی الْجَنَّةِ وَ یَتَعَارَفُونَ وَ عَلَى الْأَرَائِکِ مُتَّکِئُونَ وَ کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى أَهْلِ النَّارِ وَ هُمْ فِیهَا مُعَذَّبُونَ مُصْطَرِخُونَ وَ کَأَنِّی الْآنَ أَسْمَعُ زَفِیرَ النَّارِ یَدُورُ فِی مَسَامِعِی فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِأَصْحَابِهِ هَذَا عَبْدٌ نَوَّرَ اللَّهُ قَلْبَهُ بِالْإِیمَانِ ثُمَّ قَالَ لَهُ الْزَمْ مَا أَنْتَ عَلَیْهِ فَقَالَ الشَّابُّ ادْعُ اللَّهَ لِی یَا رَسُولَ اللَّهِ أَنْ أُرْزَقَ الشَّهَادَةَ مَعَکَ فَدَعَا لَهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فَلَمْ یَلْبَثْ أَنْ خَرَجَ فِی بَعْضِ غَزَوَاتِ النَّبِیِّ ص فَاسْتُشْهِدَ بَعْدَ تِسْعَةِ نَفَرٍ وَ کَانَ هُوَ الْعَاشِرَ.
الکافی (ط - الإسلامیة) ؛ ج2 ؛ ص53
جالب بود.
موفق باشین.
اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم احفظ قائدنا امام الخامنه ای
اللهم ارزقنا شهادة فی سبیلک