چه نیازى به نبى ؛ ص50
ابتدا و انتهاى شریعت
اگر از بنده بپرسند شریعت از کجا شروع مى شود؟ عرض مىکنم: از خدا شروع مىشود و با بعثت پیامبر (ص) و ولایت امامان (ع) امتداد مىیابد تا ولایت فقیه. زیرا حاکم اسلامى مظهر شریعت است. آیا مىشود دیندارى کرد و نسبت به ولى امر مسلمین ارادت نداشت؟ ما نباید ولایت فقیه را از جنبهى سیاسى صِرف در محافل بحث کنیم و از ابعاد روحانى و معنوى آن غفلت نمائیم و ندانیم به همان دلیل که ولایت الهى را پذیرفتهایم ولایت فقیه را قبول داریم، چون ولایت فقیه ظهور ولایت خدا است در زمان غیبت امام زمان (عج). ابوسفیان با دین به صورت سیاسى صِرف برخورد کرد. او مىگفت: محمد از طرف بنى هاشم دین آورد تا با بنى امیه مقابله کند. او متوجه نبود که وَحى الهى و شریعت محمدى (ص) یعنى چه. این نوع نگاه سیاسى به دین، دیندارى نیست؛ دین یک حقیقتى است از عالم غیب، باید به آن ایمان آورد و به آن عشق ورزید و روح و روان خود را با آن آشنا کرد. در همین رابطه عرض مىکنم ولایت فقیه نیز یک مسألهى شرعى است که سیاست آن هم عین دیانت آن است، نه اینکه یک مسأله ى سیاسى صرف باشد. معلوم است که در دیندارى کامل، سیاست نیز نهفته است و ما بر اساس تبرّى از کفر و شرک مىگوئیم «مرگ بر آمریکا».
پیامبر (ص) حامل دین خداست و اهل بیت (ع) ادامهى نبوتاند، جهت تبیین درست دین. علماى دین ادامهى امامت و شریعت هستند، از این رو امام خمینى «رضوان الله تعالى علیه» فرمودند: «قضیهى ولایت فقیه یک چیزى نیست که مجلس خبرگان ایجاد کرده باشد. ولایت فقیه یک چیزى است که خداى تبارک و تعالى درست کرده است. همان ولایت رسول الله (ص) هست»
اگر ما نتوانیم مسائل فکرىمان را با ولایت فقیه حل کنیم، آن طور که لازم است ارتباط کامل با شریعت پیدا نکردهایم و قلب ما به طور همهجانبه با دین خدا مرتبط نشده و همانطور که عرض کردم بنا به فرمایش امام رضا (ع) مزهى دیندارى را نخواهیم چشید و مسلّم نیم عمرمان در پریشانى و نیم دیگر در پشیمانى مىرود؛ زیرا با نپذیرفتن ولایت فقیه؛ ولایت طاغوت را پذیرفتهایم. کسانى که مسألهى ولایت فقیه برایشان حل نشده است، روح عبودیتشان ضعیف مىماند و به عبودیت همهجانبه نمىرسند.
آرى! شریعت، یک تحفهى الهى است، اگر بخواهیم در دنیا و آخرت، اضطراب و پشیمانى نداشته باشیم باید به شریعت؛ یعنى نبوّت، امامت و فقاهت، دل ببندیم، باید به اهل بیت عصمت و طهارت (ع) رجوع کنیم تا حیات زمینىمان هماهنگ با نظام هستى و بر مبناى فطرت انسانى تحقق یابد و در نهایت، زندگى و انتخابهاى ما، بر ضدّ ما نباشد؛ همین امر، علت نیاز ما به دین و شریعت است.