طلوع سرخ

خون سرخ ما فلقی است که پیش از طلوع خورشید عدالت بر آسمان تقدیر نشسته است . شهید آوینی
آخرین نظرات

برای مطالعه ی بیشتر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

ما استادى داشتیم که در آخر هفته گاهى حرف مى‏زد و درد دلى مى‏کرد، بیشتر حرفش این بود که چرا طلبه‏ها ژیگول شده‏اند و شورت‏هاى عجیب و غریب و لباس‏ها و کفش‏ها و فکل‏ها را به خود

آویخته‏اند. او از این رنج مى‏برد و از معلول بازپرسى مى‏کرد. اما من مى‏دیدم که چه عوامل و انگیزه‏هایى در میان است و مى‏دیدم که مادام که این‏ها بررسى نشوند و درمان نشوند، هیچ فریادى اثرى نخواهد داشت.

آخر طلبه‏اى که از شهوت سرشار است و به خاطر رسیدن به زن دیوانه است چگونه مى‏تواند به خدا برسد.

آخر طلبه‏اى که ملاکى براى لباس پوشیدن ندارد و هدفى براى درس خواندن که هیچ، براى زنده ماندن هم ندارد و عشقى و شناختى در سر و دلش ننشسته چگونه مى‏تواند آن باشد که استاد مى‏خواهد و استاد مى‏طلبد. اما اگر طلبه فهمید که باید رشد کند و در نتیجه با کسانى مى‏نشیند که یا به آنها رشد بدهد و یا از آنها رشد بگیرد. به یکى از دوستانم که گرفتار بعضى حرف‏ها شده بود گفتم: با کسانى باش که تو را زیاد کنند و گفتم: هر کس جز حق از تو مى‏کاهد و گفتم: ببین که هنگامى که با فلان شخص یا بهمان نفر مى‏نشینى او چه چیزى را در تو بزرگ مى‏کند، خودش را و یا خودت را و یا دنیا را یا خدا را. تو با این ملاک دوست بگیر و رفیق انتخاب کن و یا مرشد و پیر و مرجع بگیر.

راستى اگر در افراد هدفى نُضج بگیرد این هدف مى‏تواند آنها را رهبرى کند؛ خواه هدف پول باشد و یا قدرت و یا شهوت و یا قرب حق و تعالى و تکامل و رشد.

ما به جاى این که در لباس پوشیدن دخالت کنیم، باید این ملاک‏ها و هدف‏ها را در دل‏ها بگذاریم و افراد را از ریشه عوض کنیم.

                        استاد و درس (صرف و نحو)، ص: 43

۹۲/۱۲/۱۷
محمد صادق مطیع رسول

طلبه

رشد

استاد علی صفایی

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی