دوش گعده ای بود و اخوان بر خوان خانه ی مان گرد آمده و به موجب آن افسون چندین ساله ی دیو فاصله به افسوسی و دیده بوسی تمام گشته بود. بعد از گذشت تعارفات و رسومات به کندن رسوبات همت نهادیم و در این باب، دوستی فرمود "از علایقتان باز گویید" که فاصله ها به فراموشی حافظه ها منجر شده و اوضاع زمانه به هر نوع تغییر ...
هرکدام با تأملی طویل پاسخی دادند. برخی نیز با زیرکی علایق دیگر دوستان فاش نموده تا رائحه ی قرابت را به سمع و نظر بواقی برسانند! طراح این سوال نغز نیز علایق مرا از پروفایل وبلاگ قبلی ام ربوده بود و من در پاسخ گفتم رجوع کنید به پروفایلم در نت(+) !
***
متن فوق بهانه ای بود بر بررسی پروفایل ها و علایق مردمان این دیار. منظور از دیار همان مجازکده است. همانجا که دوستی ها و روابط عمدتا مجازی است (هرچند که گاهی حقایقی اینجا فاش می شود که بر زمین کتمان می کنند!)و شناخت افراد از یکدیگر نه در یک گعده بلکه از سیاهه ها حاصل می شود. در این مجازکده پروفایل اهل نتی بسیار مجذوب تامل برانگیز بود که به فراخور این بحث بدون کم و کاست در اینجا می آورم :
" یادم داده روی علایقم پا بگذارم برای عقایدم. این جا فقط نوشته علایق -علایق سیاسی یا اجتماعی، کتابهای مورد علاقه، فیلم مورد علاقه، موسیقی، ورزش- لابد انتظار دارید توی کتاب ها همه گرفتارند کریستین بوبن را بنویسم و مثلا مسخ کافکا و از فیلم ها شوشانک و بنجامین و موسیقی هم فلانی و فلانی و سیاست و ورزش و کار و بار و این ها ... نه، حتا اگر نوشته بود عقیده هم نمی دانستم چه بگویم، چه رسد به علایق که با بادی تغییر جهت می دهند -نشان به آن نشان که تا یک سال پیش از خرگوش بدم نمی آمد و حالا ازش متنفرم، نشان به آن نشان که تا دو سال پیش به احمدی نژاد علاقه داشتم و حالا ازش بدم نمی آید فقط، نشان به آن نشان که ...! "
عشق و علاقه و ایمان و اعتقادم فقط
ولایت