طلوع سرخ

خون سرخ ما فلقی است که پیش از طلوع خورشید عدالت بر آسمان تقدیر نشسته است . شهید آوینی
آخرین نظرات
جمجمه ات را قرض بده برادر


پا نوشت:

قصد داشتم ابتدا گزارشات لحظه ای خود را از خواندن این رمان بنویسم .یعنی برای هر فصل، چند بندی و در آخر جمع بندی . اما کششش قلم از دستانم می ربود لیک به جمع بندی قناعت کرده که این در حوصله دوستان نیز بهتر می نشیند.

جمجمه ات را قرض بده برادر. به راستی که جمجمه اش را قرض داده . جلد کتاب را می گویم . هرچند تصویر روی آن یادآور حماسه ای دیگر است ؛ هنوز  نذر و نیازهای آقا سید در حماسه یاسین فراموشم نشده . همان که ابتدا همین تصویر بر روی جلدش بود . البته مقایسه این دو کتاب ناشدنی است . هر چند محوریت هر دو غواصی است اما یکی "می گوید" و دیگری "نشانت" می دهد . یکی "واقعیت" است و دیگری "حقیقت" .

تاکنون آنچه که در باب جنگ خوانده بودم هیاهویی بیش نبود . اگر چه هر کدام از رمان های این زمینه اگر نمی بود ، قطعا گوشه ای از جنگ برایم تاریک می ماند اما به جرأت می توان گفت که آنچه در اینجا گفته می شود به راحتی از رویه ی جنگ گرفته نشده بلکه با هزینه ی فسفر زیاد به عمق آن نظر دوخته .
سکوت و آرامش این کتاب را در هیچ کتاب دیگری تجربه نکرده بودم . سکوتی که لازمه ی کار شناسایی است . شناسایی اعماق وجود شخصیت ها که بودنشان در کنار یکدیگر چنین حماسه ی عظیمی را پی ریزی کرده . از نورالله و هادی گرفته تا هلال و کاظم تا سلیم و معلمه اش و تا مصطفای راوی. در این کتاب دیگر لحظه به لحظه توپ و خمپاره از این سو آن سویت عبور نمی کند ، هر آنچه که اینجا هست صدای جزر و مد آدم هاست و تق تق روحشان هنگامی که به موقعیت های مختلف برمی خورند  . و این دو چقدر گوش تیز می خواهد ...
کربلایی لو با ظرافت بسیار از لایه های قلبی و عقلی ، پرده برمی دارد و بیش از آنکه به سیر خطی وقایع و احیانا گفت و گو هایی که شانه به باطن داستان می زنند بپردازد به سیره و بالاتر از آن به دلایل شخصیت ها برای اعمالشان می پردازد آن هم به صورتی بسیار داستانی و تصویرگرایانه به گونه ای که انسان در داستان – مانند بعضی رمان ها و فیلم ها -  به این احساس که گویی پای خطابه ی کسی نشسته است دست پیدا نمی کند .

تصویر سازی هایی که تقریبا هفتاد درصد رمان را شامل می شوند و اگر نبودند این تصویر سازی های بسیار قوی در کنار تعلیق پایین، دیگر رمان کشش چندانی نداشت و مخاطب در بخشهایی قید آن را می زد.
گذشته از محتوا، اسلوب نوشتاری نیز مورد توجه است . شاید در ابتدا ارتباط با آن سخت باشد اما موسیقیایی آن و بیان شعرگونه و تکه کلام های نغز ، هم گوش نواز و هم تامل برانگیز است .
پی نوشت :
* این نوشتار بیش از آنکه نقد و بررسی جدّی ترین رمان کربلایی لو باشد، تشویقی بر خواندن آن است چه که دوستان خود اهل نظرند ...
** خواندن کتاب بسیار زیبای " حماسه یاسین " قبل از این کتاب در فهم آن کمک بسیاری به من کرد . پیشنهاد می کنم هر دو را پشت سر هم بخوانید .

 *** قسمتی از بهترین های جمجمه را با هم بخوانیم (+) (+)

۹۱/۱۲/۱۰
عرض سلام
من واقعا ترغیب شدم به خواندنش
باشد برای بعد از امتحانات میان ترم.
و
لینک آخرو پیدا نکرد ..
سبک تان مطهر
پاسخ:
لینک رو اصلاح کردم . ممنون که اطلاع دادید . از خواندن رمان لذت ببرید...
اگه شد می گیرمش
بروزم با:
حتی مطهری اول را هم می توان نقد کرد
بسم الله الرحمن الرحیم
اصلا با این کتاب حال نکردم.منو نگرفت...شاید مشکل از من باشه.اما اونی نبود که تعریفشو شنیده بودم.
پاسخ:
کتاب رو میشه از جنبه های مختلف "نقد" کرد. ولی ناراحت نباش ارزش خودن رو داش...
سلام
متن خوبی نوشتی. متین و با دقت.
چه خوب بود اگه واسه تشویق برای خوندنه یه کم از متنو می زدی.
یه مثال اگه رفته باشی در عطرفروشی یا در ترشی فروشی های میوه ای خصوصا اگه از شهرهای استانای دیگه باشه به چه زحمتی می کشوننت داخل(اون واسه خودت) بعد بهت میدن همزمان با توضیح کمی بچشی شاید90درصد اونایی که می چشن می خرن به دلایل مختلف ولی اغلب به این دلیل که اختلاف مزه های ترشی ها خیلی زیاده و تقریبا همه ی ذائقه ها رو جواب میده حالا فرض کن این اتفاق واسه کتاب خوندن بیفته تحولی توی مطالعه کردن اتفاق میفته و تشویق مردم به مطالعه میفته.
حالا خودت اون صحبت آقا رو که نزدیکه به این پیدا کن و مقاله ی آقای صفایی فرد در مجله راه با عنوان مثل میوه فروشی نیست!
باقی ماجرا بمونه واسه بعد از اینکه کتابو خوندم.
پاسخ:
سلام
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی