طلوع سرخ

خون سرخ ما فلقی است که پیش از طلوع خورشید عدالت بر آسمان تقدیر نشسته است . شهید آوینی
آخرین نظرات



تذکر : این تلخیص که تاحدودی بر پایه ی متن اصلی بوده به هیچ عنوان جایگزین متن اصلی نشده و صرفا برای مرور یا مطالعه در کمبود زمان می باشد .


عزت و آبرو یکی از نیازهای روحی انسان است/ آبروی مؤمن مثل جان و مال مؤمن حرمت دارد

یکی از نیازهای انسان از نظر روحی در زندگی دنیا نیاز به عزت و آبروست.البته این آبرو و اعتبار اجتماعی نیز درست مانند دیگر مواهب و نعمات الهی از جانب خداوند است که برای هر شخصی نیز حدود خاص خودش را دارد .  اهمیت آبرو و اعتبار اجتماعی به قدری بالاست که پیامبر گرامی اسلام در حجةالوداع درباره آبرو و اعتبار مؤمنین می‌فرماید: آبروی مؤمن مثل جان مؤمن مثل مال مؤمن حرمت دارد. مانند حرمتی که خانه کعبه دارد مانند حرمتی که ماه ذی‌الحجة الحرام دارد و باید این آبرو را حفظ کرد. و سپس درباره حرمت غیبتسخن می گویند؛ غیبت هم در واقع حفظ حرمت گنه‌کار است، چون اگر او گنه‌کار نباشد و شما پشت سرش حرف بزنید که می‌شود تهمت. خب این پیشگفتار سخن ما.

کسب اعتبار و آبرو، کار خوبی است ولی نباید با «نیّت نامشروع» باشد/ تواضع به خدا، ریشۀ مهربانی با مردم

مقدمۀ دیگر این است که این آبرو را چگونه باید به دست آورد؟ آبرو دست خداست و اوست که تقسیم میکند اما اعمال نیز بسیار موثراست البته گاهی هم بدون اعمال ما خدا آبرو و عزّتی می‌دهد و یا علیرغم همۀ اعمالِ ما نمی‌دهد. منتها بعضی‌ها سعی می‌کنند با نیّتی غلطی آبرو و عزّت را به دست بیاورند، من اسمش را می‌گذارم نیّت نامشروع. به این معنی که از طُرُق غیرمخلصانه دنبال آبرو و اعتبار می‌روند.

امام صادق(ع) در مورد روش و چگونگی کسب آبرو و اعتبار می‌فرماید: این فضل خداست که به کسی توفیق حُسن معاشرت بدهد. حُسن معاشرت خیلی موجب اعتبار آدم می‌شود.و در ادامه ریشه ی آن را چنین بیان میکنندکه کسی که در سرّ خودش نسبت به پروردگار خاضع باشد، خودبه‌خود در ظاهرش حُسن معاشرت با مردم خواهد داشت. این آدم دیگر نیاز ندارد ادا در بیاورد برای مهربان بودن با دیگران که آن وقت طبیعتاً نیّت‌های جاه‌طلبانه هم قاطی بشود. بعد می‌فرماید: با مردم به خاطر خدا معاشرت بکن! با مردم مهربان باش. بدان صاحبش بالا سرش هست. اینکه خوب رفتار کنی تا آبرو به دست بیاوری اشتباه است .

حالا جای یک سوال است که به چه دلیل می‌خواهی حُسن معاشرت داشته باشی؟ برای اینکه اعتبار به دست بیاوری؟ این کار، کار خوبی است ولی با نیّت نامشروع نباشد، با نیّت «اعتبار پیدا کردن از سر حُبّ جاه» نباشد. حضرت در ادامۀ روایت می‌فرماید: معاشرت نکن با مردم به خاطر جاه‌طلبی. پس در درجۀ اول با نیّت نامشروع دنبال آبرو نرویم. پیامبر گرامی اسلام(ص) می‌فرماید: چگونه آب بریزی در زمینی که دانه درش باشد، این دانه رشد می‌کند. دانۀ نفاق هم در دل هست، و «حُب جاه» آبی است که به این دانه می‌دهی، و نفاق رشد می‌کند. پس مواظب نفاق پنهان خود نیز باشیم .

بعضی‌ها با «روش نامشروع» به دنبال کسب اعتبار هستند/ خدا لعنت کند اعتباری را که از میانۀ حق و باطل گرفتن، به دست آید

حُبّ جاه و اعتبار آب می‌دهد به بذر نفاق. این حُب جاه نیّت نامشروع برای به دست آوردن اعتبار است، این یک مقدمه. جزو دوم مقدمه را هم عرض بکنم. بعضی‌ها از «راه نامشروع» می‌روند دنبال اعتبار می‌گردند، نه «نیّت نامشروع». عملشان هم نامشروع است. چگونه است؟ خیلی کوتاه و سریع بخواهم عرض کنم، با بصیرتی که در بین جوان‌ها و جامعه هست، یک کُد بدهیم بس است.

برای اینکه آدم از راه نامشروع مال به دست نیاورد باید چه کار کند؟ باید معامله صحیح انجام بدهد دیگر. از راه نامشروع آبرو به دست آوردن یعنی چه؟ بسیاری از مواقع میانه‌گیری بین حق و باطل به آدم اعتبار می‌دهد، ای خدا لعنت کند اعتباری را که آدم به واسطۀ میانۀ حق و باطل گرفتن در جامعه پیدا کند.

یک وقت دو تا مؤمن با هم اختلاف دارند میانه‌شان را بگیری اشکالی ندارد، یک وقت یک خانواده‌ای یک زن و شوهری با هم دعوا کردند میانه‌شان را بگیری اشکال ندارد، یک وقت دو تا از بچه‌هایت هستند میانه‌شان را بگیری اشکالی ندارد، اما یک وقت علی‌ابن‌ابی‌طالب و معاویه است، آنجا ابوموسی اشعری با «نه معاویه -نه علی» گفتن اعتبار کسب کرد. اعتبار نداشت اما اعتبار به دست آورد.

ابوموسی اشعری، با میانۀ علی و معاویه را گرفتن، اعتبار کسب کرد و با اصرار مردم حکم شد چرا که مردم می‌گفتند: ابوموسی اشعری آدم متعادل و عاقلی است !

بعضی‌ها به دنبال «اعتبار نامشروع» هستند/یکی از مصادیق اعتبار نامشروع اعتبار یافتن نزد کافرین است

بعضی وقت‌ها اصل اعتبار نامشروع است. خداوند متعال در قرآن گاهی از اوقات تندترین برخوردها را با این تیپ افراد دارد، اعتبار نامشروع دیگر کدام است؟ الَّذینَ یَتَّخِذُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً»(نساء/139) بعضی‌ها را می‌بینی با کافرها میانۀ خوبی دارند، خدا می‌فرماید می‌روی سراغ آنها مؤمنین را ول می‌کنی؟ می‌خواهی اعتبار و عزّت پیش کافرها پیدا کنی؟ آنها تأییدت کنند؟

بعضی‌ها دوست دارند پیش صهیونیست‌ها اعتبار پیدا کنند. اگر کسی دید تَه دلش این نهادهای بین‌المللی تحت سلطه استکبار تأییدش کردند، خوشحال شد، بنده جهنم را بهش مژده می‌دهم مگر کرم خدا شامل حالش بشود که هیچ وقت نمی‌توانیم از کرم خدا ناامید بشویم. اما رفقا عزیز شدن پیش کافرین، در نظر افراد منافق خیلی شیرین است. آن اسیر نوجوانی که آمده بود ـ حالا قدیمی‌ها یادشان است ـ پایش هم قطع بود، آن خبرنگار خارجی آمد باهاش مصاحبه کند، در اوج اسارت برگشت گفت: «من مصاحبه نمی‌کنم، یک چادر سرت کن! یک چیزی روی سرت بیانداز!» مجبور شد رفت یک چیزی سرش انداخت. بابا این بچه اگر یک ذرّه دوست داشت پیش این عملۀ کفار این‌جوری رفتار نمی‌کرد، مثلاً می‌گفت: بگذار به یک بهانه‌ای جذبش کنم. اینقدر محکم نمی‌ایستاد. این نمونه‌ای از اسرای ماست.

از طرف همۀ هنرمندان، از مسلمانان جهان عذرخواهی می کنم که این اسوه را به جهان اسلام معرفی نکرده‌اند

سید اسرای ما هم که مرحوم آقای ابوترابی بزرگوار رضوان‌الله تعالی‌علیه، سید آزادگان، آن حماسه را آفرید. از صلیب سرخ آمدند گفتند «در اردوگاه شما را شکنجه‌تان می‌کنند یا نه؟» همه به آقا سید نگاه کردند، آقا سید جواب نمی‌دهد، مأمور صلیب سرخ هم رفت نوشت اینجا خبری از شکنجه نیست. فرمانده پادگان آقای ابوترابی را برد در اتاق، گفت: «تو از ما نمی‌ترسی، تو بیشتر از همه کتک خوردی تو چرا به اینها نگفتی که ما تو را شکنجه می‌کنیم و همه را می‌زنیم؟» آقای ابوترابی برگشت فرمود: «ما دو تا مؤمن هستیم با هم درگیر شدیم، آنها کافر هستند، دو تا مؤمن هیچ وقت شکایت پیش کافرها نمی‌برند.» می‌گوید این فرمانده کلاهش را زد زمین گفت من نوکر تو هستم.

از ما سؤال خواهد شد که آبرو و اعتبار خود را در چه راهی خرج کرده‌ایم

امام صادق(ع) می‌فرمایند: یکی از سؤال‌های روز قیامت این است که خب آبرومند ما به تو آبرو دادیم، آبرویت را کجا خرج کردی؟ خدا روز قیامت می‌فرماید: ما به تو آبرو و اعتبار دادیم. آیا با آبرو و اعتبار خودت از یک مظلومی دفاع کردی؟ ریش گرو گذاشتی؟ گفتی عیبی ندارد یک کمی آبروی ما بریزد اما بگذار این مظلوم نجات پیدا کند؟ جلوی ظالمی ایستادی از اعتبار خودت استفاده کردی؟ دل یک دلشکسته‌ای را نجات دادی؟

اصلاً خیلی از اوقات اگر آبرو در راه خدا صرف بشود، کار به جهاد اموال و انفس هم نمی‌رسد. داستانی دارد اعتبار خرج کردن.

 امام صادق(ع) می‌فرماید اگر یک کسی آبروی خودش را برای برادر دینیش خرج نکند چه اتفاقی می‌افتد؟ یک حاجت مؤمن را رد کردی، خدا تو را گیر یک منافق می‌اندازد، مجبور می‌شوی آبرویت را برای سه تا حاجت آن منافق خرج کنی، آخرش هم بهت نارو می‌زند و پیش خدا هم اجر نداری. آبرویت هم رفته.

داستان نیش عقرب و کسی که فقط به خاطر رودربایستی و آبروداری، از سلمان دفاع نکرد

شخصی را عقرب نیش زده بود آوردند نزد حضرت علی (ع)آقا فرمودند که نمی‌میرد، بعد از دو ماه که در شدّت بیماری به خودش می‌پیچید، حضرت به آن کسی که عقرب زده بودش فرمود: می‌دانی حکمتش چی بوده این عقرب تو را زده؟ یادت هست در یک جلسه‌ای فلانی یک تیکه‌ای به سلمان فارسی چون دوست ما بود انداخت و تو هم حرفی نزدی، دفاع نکردی از سلمان. اگر حرفی می‌زدی و از سلمان دفاع می‌کردی، نه مالت ضرر می‌خورد نه جانت ضرر می‌خورد نه بچه‌هایت را می‌کُشتند، هیچیت نمی‌شد،  فقط رودربایستی کردی، گفتی حالا ضایع است یک چیزی بگوییم، رفیق‌مان است، میانه‌مان به هم می‌ریزد. خدا هم مأمور کرد این عقرب تو را بگزد چرا که بخاطر آبرویت جلوی رفقات از دوست علی دفاع نکردی . طوری از «ولیِ خدا» دفاع کنیم که کسی جرأت نکند در نزد ما به  او بی‌احترامی کند، حضرت امام رضوان‌الله تعالی‌علیه آن وقت‌هایی که اطلاعیه می‌نوشتند، از همان اوائل انقلاب خیلی زیاد شده بود اطلاعیه‌هایشان، دیگر شده بودند یک رجل سیاسی، یک روحانی فاضلی از تهران به ایشان نامه نوشت که «آقا شما مرجع هستید. آخه مرجع اینقدر دیگر قاطی نمی‌شود با مسائل سیاسی، شما هر روز دارید اطلاعیه می‌دهید و بیانیه می‌دهید و اینها.» امام فرمودند: من کسی نیستم که دنبال اعتبار مرجعیت و این حرف‌ها باشم، بعد از آن وظائفم صرف نظر بکنم.

«نترسیدن از سرزنش دیگران» در دفاع از حق، ویژگی قوم مقدمه‌ساز ظهور

ان‌شاءالله ما با این آیه کریمه از قید اعتبارها بتوانیم بگذریم. در ذیل آیه‌ای از سوره مائده، علامه طباطبایی رضوان‌الله‌تعالی‌علیه براساس روایات می‌فرماید این آیه مال آخر الزمان ایرانی‌هاست.

در این آیه خداوند متعال می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَلاَ یَخَافُونَ لَوْمَةَ لآئِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاء»(مائده/54) آیه هم با توجه به آیات قبلی خلاصه معنایش این می‌شود: ای مؤمنین اگر خوب پای دین نایستید «مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ»، اگر خوب از دین دفاع نکنید، من قوم دیگری را جای شما می‌آورم، من آنها را دوست دارم، آنها من را دوست دارند، آنها به مؤمنین متواضع هستند، اگر کسی پیش‌شان به سلمان تیکه بیاندازد آتش می‌گیرند ـ نه اینکه کسی را آتش بزنند آتش می‌گیرند ـ و با منطق برخورد می‌کنند. و مقابل کافرین محکم هستند، دنبال آبرو و عزّت پیش آنها نیستند. تلاش می‌کنند در راه خدا.

همه این ویژگی‌ها را دارند، در حالی که از سرزنش نمی‌ترسند. آخه ماها گاهی از اوقات خیلی زرنگ تشریف داریم. می‌گوییم اگر از نظر اعتبار اجتماعی بد نمی‌شود ما هم حاضر هستیم جهاد بکنیم.  حضرت زهرا (س)رویشان را کردند از آن رئیس جلسه به سمت انصار : آی رؤسا! آی آبرودارها! آی اعضاد این امت اسلامی، آی یاوران دین،چرا چشم‌پوشی می‌کنید از حقِ من؟ چرا کوتاه می‌آیید؟ چرا داد می‌زنم، کمکم نمی‌کنید؟

چرا از آبرویتان مایه نمی‌گذارید؟ حضرت زهرا سلام الله علیها صدا می‌زد: آی نخبه‌ها چرا شما وقتی فریاد می‌زنم کمک نمی‌کنید؟چرا ساکتید؟ نوشته اند انصار همه سرهایشان را پایین انداختند. هیچ کس سرش را بلند نکرد، آرام آرام اشک می‌ریختند.

اگر آبرودارها آبرو خرج کرده بودند، مادرتان پهلویش ضربت نمی‌خورد!

دلشان می‌سوخت برای دختر پیغمبر اما کمک نکردند. آن کسی که فدک را گرفت، اوضاع را که این‌جوری دید جرأت پیدا کرد. خطاب به فاطمۀ زهرا(س) گفت: «من که به تنهایی این فدک را نگرفتم، تو با این مردم مواجه هستی. من به کمک این مردم فدک را گرفتم، هر چه این مردم بگویند. » وقتی فهمیدند آن‌جوری که فاطمه از مردم، انصار و نخبه‌ها انتظار دارد، زمینه اجتماعی نیست و به درخواستش پاسخ نمی‌دهند، هیزم برداشتند آمدند درِ خانه علی را هم آتش زدند.

برویم کربلا، اباعبدالله‌الحسین(ع) در صحرای منا، دو سال قبل از مرگ معاویه و آغاز خلافت یزید سخنرانی کردند، هفتصد نفر از صحابه و تابعین جمع شده بودند، فرمودند: آبرودارهاً چرا از آبرویتان خرج نمی‌کنید؟

سخنان اباعبدالله‌الحسین را مردم گوش نکردند سر مطهر اباعبدالله‌الحسین(ع) به نیزه‌ها رفت، گفت من از اعتبار خودم استفاده می‌کنم ...

چه کسی بیشترین خرج اعتبار و آبرو را در راه خدا داشت در تاریخ اسلام؟ امیرالمؤمنین(ع) که آنچنان پای رکاب پیامبر اکرم(ص) فداکاری کرد، یک ذرّه به فکر اعتبار خودش بین مردم و یک ذرّه به فکر اعتبار خودش بعد از رسول خدا(ص) نبود. و شاید این برجسته‌ترین صفت امیرالمؤمنین علی(ع) باشد، این صفت شاید حتی از برخی صفات مشهور علی‌ابن‌ابی‌طالب مثل عدالت برتر باشد. نه اینکه عدالت ارزش ندارد، ارزش دارد ارزش بالا هم دارد ولی خیلی‌ها هستند عدالت را محدود به اعتبار می‌کنند.

بعضی‌ها به دنبال ترویج فرهنگ جعلی انتقاد از علی‌‌بن‌ابیطالب(ع) در جامعه هستند

نحوه رفتار علی‌ابن‌ابی‌طالب، نمونه‌اش را عرض کنم. بعد از اینکه از یمن داشتند برمی‌گشتند یک مقداری علی‌ابن‌ابی‌طالب از لشکر خودش غافل شد، غنائم را تقسیم کردند و بعضی از لباس‌ها را پوشیدند. خب این غنیمت است باید تقسیم بشود اینها هم یک مقدارش را پوشیدند. زحمت کشیدند تا یمن آمدند. آقا آمد یک نگاه کرد فرمود چرا غنائم را تقسیم می‌کنید؟ قبل از اینکه به پیغمبر برسیم غنائم تقسیم کردید؟

گفتند: آقا بالاخره پیغمبر یک کمی کم و زیاد همین‌ها را می‌خواهد به ما بدهد دیگر، کوتاه بیا! فرمود: نه وقتی رسیدیم به پیغمبر بعداً. الان لباس‌ها را در بیاورید. لباس‌ها را از تن اینها در آورد، همه‌شان از دست علی‌ابن‌ابی‌طالب(ع) عصبانی شدند، آقا وقتی که آمدند پیش پیامبر همه شکایت می‌کردند از علی‌ابن‌ابی‌طالب(ع). پیامبر اکرم(ص) فرمود از علی شکایت نکنید . بعضی‌ها دنبال ترویج فرهنگ جعلی انتقاد از علی‌ابن‌ابی‌طالب در جامعه هستند. فرمود ساکت بشوید اینقدر علیه علی(ع) حرف نزنید. می‌آمدند گله کنند از علی‌ابن‌ابی‌طالب(ع) اصلاً آقا گاهی اجازه نمی‌داد. می‌فرمود: چرا گله می‌کنید از علی‌ابن‌ابی‌طالب؟

علی جانم یک مقدار مراقب اعتبار خودت باش! بیشتر رفیق داشته باشی، یک کمی یک گوشه‌ای به یکی کوتاه بیا، اینها را نگه دار برای آینده، ای علی‌ای که آینده نگه نداشتی برای خودت....

این علی را در آبرو دادن در راه خدا الگو کنید برای خودتان. من دیگر کلمات فاطمه زهرا را نخوانم: چرا کینه ابالحسن را به دل گرفتند؟ از شمشیر تیز علی‌ابن‌ابی‌طالب کینه به دل گرفتند؟ جمله بعدی را عجیب است گوش کنید، علی خیلی کم از جان خودش دفاع می‌کرد، شهادت‌طلب بود، کینه‌اش را به دل می‌گرفتند، چون لو می‌داد بقیه را؛ بقیه حاضر نبودند اینقدر مایه بگذارند، آبرو و حیثیتشان می‌رفت.

دومین شخصیتی که بیشترین آبرو را در راه اسلام داد، فاطمه(س) بود

کلمات من به پایان رسید روضه نهایی بنده. خب شخصیت دومی که آبروی خودش را در راه اسلام داد و در این موضوع عظمت بی‌نظیری دارند کیست؟ فاطمه زهرا(س). بعد از پیغمبر تمام اعتبار پیغمبر هدیه شده به فاطمه زهرا... .

 

----

دانلود صوت کامل سخنرانی در کیفیت های ضعیف و متوسط و خوب  .

متن کامل سخنرانی را نیز می توانید در ادامه ی مطلب با متن عربی احادیث و سند روایات مطالعه نمایید :

۲ نظر ۲۵ فروردين ۹۲ ، ۱۷:۲۶
محمد صادق مطیع رسول
قیصر امین پور
۰ نظر ۲۱ فروردين ۹۲ ، ۱۳:۰۰
محمد صادق مطیع رسول


می گویی:
آدم باش تا رخ بنمایم !
می گویم:
رخ بنما تا آدم شوم !
...
هیچ چیزِ تو باطل نیست
حتی "دور"
...در عشق تو...

بازنشردر(+)
۱۷ نظر ۱۶ فروردين ۹۲ ، ۱۵:۵۵
محمد صادق مطیع رسول
استاد علیرضا پناهیان

دوستانی که اهل سخنرانی گوش کردن هستند و بیشتر از اینکه به هیئت و مجالس موعظه بروند گوشی ام پی تری پلیرشون توی گوششون هست این کلیپ رو حتما گوش کنند.
استاد پناهیان محرم 90 دانشگاه امام صادق (ع) :

حجم: 727 کیلوبایت

۱۰ نظر ۰۶ فروردين ۹۲ ، ۱۲:۴۹
محمد صادق مطیع رسول
درپناه مهدی فاطمه سالی پربرکت داشته باشید. التماس دعا.
۳ نظر ۰۱ فروردين ۹۲ ، ۱۵:۵۲
محمد صادق مطیع رسول

جلد / دلایل روایی

جهت دانلود این جزوه به منظور چاپ از این لینک استفاده کنید .(لینک کمکی +++)
فرمت : rar
حجم : 2 MB
یک برگ A4 پشت رو شامل جلد و متن اصلی 

----------------

 پ . ن : این جزوه در تابستان سال 89 طراحی و توزیع شده با این حال برای دوستان قرار دادم ، این جزوه خلاصه و کامل هست و با استفاده از کتاب ولایت فقیه علامه مصباح یزدی تهیه شده . در صورت استفاده حتما در نظرات اطلاع دهید . با تشکر ...

مرتبط :  جزوه بررسی یک دلیل عقلی در اثبات ولایت فقیه

۰ نظر ۲۴ اسفند ۹۱ ، ۱۷:۰۴
محمد صادق مطیع رسول
از عدالت زدگی منهای ولایت فاصله بگیرید


مواظب باشید  نماز شبتان سنگ راهتان نشود  . مواظب باشید  عدالت خواهیتان سنگ راهتان نشود و در هر حال همچون مولایمان علی (ع) از خدا طلب عاقبت به خیری کنید . امتحان سختی که از بچه مذهبی ها گرفته می شود شاید این باشد که به خاطر عدالت زدگی و یا هر علاقه به خوبی دیگری موجب شود که جلوی ولایت بایستند . شیطان هم بخاطر عبادتش بود که حرف ولیش را گوش نداد و بر آدم سجده نکرد ...
 

متنی که در ادامه مطلب می خوانید  چکیده ی سخنرانی استاد علیرضا پناهیان در فاطمیه سال 1390در بیت رهبری است که تقدیم به علاقه مندان میشود :

همچنین شما می توانید متن کامل سخنرانی را از اینجا و یا صوت کامل سخنرانی را از اینجا با کیفیت های خوب   یا متوسط  یا  ضعیف دریافت کنید .

۰ نظر ۲۴ اسفند ۹۱ ، ۱۶:۴۹
محمد صادق مطیع رسول
 خلاصه سخنرانی استاد پناهیان در بیت رهبری فاطمیه 1389                            


ای مردم چرا حرف بیهوده و باطل را سریع قبول می کنید ؟ چرا وقتی کار اشتباهی را در جامعه می بینید که به جامعه ی اسلامی ضربه می زند سکوت می کنید ؟
ای کسانی که ایمان آورده اید تقوا داشته باشید و سخن مستدل بگویید (احزاب /70)

متنی که در ادامه مطلب می خوانید  چکیده ی سخنرانی استاد علیرضا پناهیان در فاطمیه سال 1389در بیت رهبری است که تقدیم به علاقه مندان میشود :

 

۱ نظر ۲۴ اسفند ۹۱ ، ۱۶:۴۱
محمد صادق مطیع رسول

دلبستگی

دلبستگی :
پیوند عاطفی پایدار یک شخص با شخص دیگر است . دلبستگی را می توان از روی حالات دریافت ، این حالات عبارت انداز:
توجه ترجیحی – لمس کردن – چسبیدن – سر و صدا و ناله و زاری کردن در غیاب فرد خاص – لبخند زدن در حضور او
*چنین رفتاری در نوزادان، از نیمه دوم سال اول زندگی شایع هست .
.
..
...
نه هستی که لمست کنم ، نه می تونم بچسبم بهت ، نه اینکه سرم رو بگذارم روی پات . حتی حضورت رو هم حس نمی کنم که لبخند بزنم ، اصلا مگه لبخند هم میشه زد با این همه گناه ؟ ندبه هم که نمی خونم ، همون سالی یک بار هم با خمیازه شروع می شه و با صبحانه تموم . می مونه توجه به شما ! مگه میشه توی این همه آدم به کسی که نمی دونی کجاست و واقعا کیه توجه کرد ؟
خب ؛ هیچی برام نموند دیگه ! پس دلبستگی به مولا رو وللش ! به همین راحتی !!  
  به همین راحتی ؟؟

۴ نظر ۲۱ اسفند ۹۱ ، ۱۴:۲۴
محمد صادق مطیع رسول


جزوه بررسی یک دلیل عقلی در اثبات ولایت فقیه

جزوه بررسی یک دلیل عقلی در اثبات ولایت فقیه

جهت دانلود این جزوه به منظور چاپ از این لینک استفاده کنید . (لینک کمکی+++
فرمت : rar
حجم : 2 MB
یک برگ A4 پشت رو شامل جلد و متن اصلی

----------------

پ . ن : این جزوه در تابستان سال 89 طراحی و توزیع شده با این حال برای دوستان قرار دادم ، این جزوه خلاصه و کامل هست و با استفاده از کتاب ولایت فقیه علامه مصباح یزدی تهیه شده . در صورت استفاده حتما در نظرات اطلاع دهید . با تشکر ...


مرتبط :  جزوه بررسی دلایل روایی در اثبات ولایت فقیه

 



۰ نظر ۱۴ اسفند ۹۱ ، ۲۱:۵۶
محمد صادق مطیع رسول