طلوع سرخ

خون سرخ ما فلقی است که پیش از طلوع خورشید عدالت بر آسمان تقدیر نشسته است . شهید آوینی
آخرین نظرات
دوای این روز های اقتصاد ما

پروفسور حسابی  تکه نخی را آماده کرد و به دست پسرش ایرج داد و گفت: بیا و دور سرم را با این تکه نخ اندازه بگیر.پسرش با شرمساری سکوت کرد و دستور پدر را اجرا نمود.

پروفسور حسابی ادامه داد: خوب دقت کن، بعد از اندازه گیری نخ را گره بزن تا اندازه به هم نخورد و گم نشود. بعد نزد پسر عمویت که قصد دارد قطعه را از ایتالیا سفارش دهد برو و این تکه نخ را به او بده. بگو فقط قبل از سفارش از آن کشور با همین نخ دور سر مهندسان ایتالیایی را اندازه بگیرد، اگر سر آن ها از سر من و دیگر متخصصین و استادان ایرانی بزرگ تر بود در آن صورت می تواند سفارش ساخت قطعه را به آن از ما بهتران بدهد!

کتاب "مرد نخستین" / محمود اکبر زاده

رمان زیبای زندگی پر فراز و نشیب پروفسور محمود حسابی

۱ نظر ۱۱ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۱۲
محمد صادق مطیع رسول
برای خوابیدن وقت هست ... (پروفسور حسابی)

ساده بگویم؛ خوابیدنت، بیدارم کرد.

پ.ن : 12 شهریور؛ سالروز درگذشت پدر فیزیک ایران، پروفسور سید محمود حسابی، گرامی باد. روحش شاد ...

۱ نظر ۱۰ شهریور ۹۵ ، ۱۵:۵۵
محمد صادق مطیع رسول